تبليغاتX
عاقـلانه عاشـقانه

عقل را یاریگر عشق و زندگی قرار دهید





افرادی که برای ازدواج مناسب نیستند(ادامه) 

3-افرادي كه مسؤوليت زندگي خود را بر عهده نمی گيرند.

 

اين افراد معمولاً ديگران را به خاطر مشكلات و مسايل زندگي خود مسؤول

مي دانند و آنها را سرزنش مي كنند. آنها مسؤوليت سهمي كه خود در ايجاد آن مش كلات

داشته اند را بر عهده نمي گيرند . وقتي با چنين افرادي روبرو شويم ، معمولاً داستانهاي

فراواني از ظلم ديگران و مظلوميت آنها مي شنويم. اما بايد مراقب بود نفر بعدي خود ما

خواهيم بود.

برخي از ويژگ يهاي افرادي كه مسؤوليت زندگي خود را بر عهده نم يگيرند عبارتند از:

 

*اين افراد به ندرت مستقيماً و با صراحت عصبانيت و خشم خود را بيان مي كنند . در

عوض مدام گله و شكايت مي كنند و قياف هي ناراحت به خود مي گيرند.

 

*هنگامي كه به او راه حلي براي مشكلاتش ارا يه مي شود، همواره دليلي پيدا مي كند كه

چرا اين راه حل يا اين پيشنهاد مفيد نيست. گويا هم هي راه حلها براي آنها مفيد نيست.

 

* هیچ گاه صريح و مستقيم ناراحتي خود را بيان نمي كنند و فرد مقابل را مجبور به حدس

زدن م يكنند، گويا بايد با زور از آنها اطلاعات را بيرون كشيد.

 

*وقتي به آنها عشق مي ورزيم، احساس مي كنيم كه تلاش ما بي ثمر است . آنها نمي توانند

به سادگي پذيراي عشق باشند.

 

*هميشه چيزي هست كه او را ناراحت كند. هميشه بد عنق است

.

*دلش به حال خودش مي سوزد و اغلب به خاطر خودش تأسف مي خورد و آن را بيان

م يكند.

 

*به جاي اين كه تصميم بگيرد و اقدام كند بيشتر وقتش را به گله و شكايت از روزگار و

حوادث م يپردازد.

 

*هنوز ديگران را (والدين، دوستان، اقوام) به خاطر گذشته ي خود سرزنش م يكند و آنها

را مسؤول زندگي خود م يداند.

 

*بسيار ديده مي شود كه احساس مي كنند در دام افتاده اند بدون اينكه هيچ راه گريزي

داشته باشند.

 

*به موفقيت و خوشبختي ديگران حسادت مي كنند و خود را با آنها مقايسه مي كنند.

 

 

اين افراد چند ويژگي اصلي دارند كه عبارتند از:

 

الف ( هرگز مسؤوليت شرايط و اتفاقات زندگي خود را بر عهده نمي گيرند.

آنها به حال خود تأسف مي خوردند، گله و شكايت مي كنند و هر كار ديگري

انجام مي دهند، بدون اي ن كه اقدامي در جهت بهبود اوضاع صورت دهند . كافي است به

آنها پيشنهاد دهيد كه چگونه مي توانند احساس بهتري داشته باشند ، يا مسأله ي خود را حل

كنند؛ آنگاه با فهرست بلند بالايي از انواع دلايلي روبرو خواهيد شد ، كه چرا آن پيشنهاد

براي آنها مفيد نيست . برخي از اين اف راد منتظر هستند تا شما يا ديگري نجاتشان دهد و

برخي ديگر فقط احساس ترحم و همدردي ديگران و توجه آنها را مي طلبند.

 

ب ( ديگران را به خاطر مشكلات خود سرزنش مي كنند.

از نگاه اين افراد هميشه تقصير همه چيز به گردن ديگري است . آنان دايماً

والدين، بچه ها، همسر، دوست ان، وضع سلامتي و بهداشت، اقتصاد و را به خاطر بد بختي

و عدم رضايت خود سرزنش مي كنند.

 

ج ( خشم خود را آشكارا بروز نمي دهند.

آنان جملاتي به كار مي برند كه ظاهراً خصوم ت آميز نيست ، اما به طرزي

غيرمستقيم، خصومت و تنفر خود را نسبت به شما بيان مي كنند. اين جملات به آنها كمك

می کند تا ظاهر (غیر عصبانی ) خود را حفظ کنند.

 

 د ( فكر مي كنند كه ضعيف و درمانده هستند.

وعبارتهاي رايج و متداولي است كه اين « هرگز » ،« نمي شود » ،« نمي توانم »

افراد به كار مي برند. آنها معمولاً انجام كارهاي خود را به تعويق م ي اندازند، چرا كه به خود

اعتماد كافي ندارند. آنها اميدوارند كه ديگران آنها را حمايت كنند و نجات دهند.

همگي ما زماني ممكن است چنين احساساتي داشته باشيم، اما اين احساسات تمام

زندگي اينگونه افراد را فرا گرفته است . در ابتدا كه با شخصي از اين دست روبرو

مي شويم، از آنجا كه تجرب ه ي مشابه با او را داريم، با او همدردي م يكنيم و سعي مي كنيم

به او كمك كنيم . اما اين افراد معمولاً ما را ناكام مي كنند و در نهايت نسبت به آنها

احساس بي تفاوتي و بي اعتنايي پيدا مي كنيم. زندگي با چنين افرادي يك تجربه ي سخت و

دشوار است . اين افراد براي زندگي مش ترك مناسب نيستند و زندگي را به كام همسر و

فرزندان تلخ م يكنند.

 

 

4-افرادي كه ديگران را كنترل م يكنند.

افرادي كه ديگران را كنترل مي كنند، درست مقابل افرادي هستند كه مسؤوليت

زندگي خود را بر عهده نمي گيرند. فردي كه مسؤوليت زندگي خود را بر عهده نمي گيرد،

اغلب از تصميم گرفتن دوري مي كند. اما افرادي كه ديگران را كنترل مي كنند ، م ي بايد

همه تصميمها را خودشان بگيرند . افرادي كه مسؤوليت زندگي خود را بر عهده نمي گيرند،

هميشه چشم به كمك و ياري ديگران دوخته اند، اما افراد كنترل كننده هرگز درخواست

كمك نمي كنند. افرادي ك ه مسؤوليت زندگي خود را بر عهده نمي گيرند، منتظر هستند كه

به آنها بگوييم چه كار كنند ، اما افراد كنترل كننده به ديگران مي گويند كه چه كار بايد

بكنند و براي ديگران تعيين تكليف مي كنند. آنها مي خواهند كنترل همه چيز در دست

خودشان باشد و هر كاري خواهند كرد تا مب ادا احساس كنند كه چيزي تحت تسلط و

كنترل آنها نيست.

 

افرادي كه ديگران را كنترل م يكنند داراي ويژگ يهاي زير هستند:

 

*از لحاظ عاطفي محدود و بسته هستند . آنها به سادگي احساسات و عواطف خود را

بروز نمي دهند.

 

*حس مالكيت زيادي دارند.

 

*بسيار حسود هستند.

 

*به را حتي وقتي چيزي مطابق ميل آنها نيست و يا هنگامي كه احساس می كنند روي

اوضاع كنترل كافي ندارند، عصباني مي شوند.

 

*معمولاً داراي عادتهاي وسواسي هستند.

 

*اصلاً خوش ندارند كه كسي به آنها بگويد چه كار كنند ، چرا كه احساس مي كنند

كنترل در دستشان نيست.

 

*اين افراد معمولاً والديني سلطه جو و انتقادگر مي شوند. چرا كه كنترل كمي مي توان بر

كودكان اعمال كرد.

 

افراد كنترل كننده معمولاً كمتر به درمان خود مي پردازند ، زيرا در درمان ،

احساس عدم كنترل و احساس تسلط درمانگر، آنها را رنج می دهد و نمي توانند كنترل

درمانگر را بر زندگي خود بپذيرند . چنين افرادي مطمئناً تسلط و كنترل همسر را در زندگي

نمي پذيرند. لازم است كه همه چيز در كنترل آنها باشد . اين افراد معمولاً بر همسر و

فرزندان بيشترين كنترل را اعمال م ي كنند و خشم زيادي را در آنها ايجاد مي كنند . ازدواج

با چنين افرادي، به معناي پذيرش سلطه و كنترل آنها بر زندگي خودمان است.

 

نوشته شده توسط نامداری | لینک ثابت | موضوع: |

افرادی که برای ازدواج مناسب نیستند !!! 

                !!!   افرادی که برای ازدواج مناسب نیستند  !!!

 

     برخی از افراد برای ازدواج مناسب نیستند وباید از آنها پرهیز شود.برخی از خصلتها

 

 ویژگی ها هست ،که ازدواج وزندگی مشترک را با مشکلات بسیار زیادی روبرو خواهد

 

 ساخت. البته هیچ کدام ما بی عیب نیستیم  و واضح است که هر کدام ما ضعفها و کاستی

 

 های خودمان را داریم . اما برخی از ویژگی های منفی هستند ،  که در مقایسه با سایر

 

 خصلتها  خطرناکتر ومخرب تر هستند و در صورتی که فردی صاحب آن ویژگی باشد

 

 ،زندگی با او در واقع یک کابوس خواهد بود . در زیر ویژگی هایی ذکر خواهد شد که

 

 در صورت وجود آن ،ازدواج با آن فرد زیان بخش و آسیب زننده  خواهد بود و لازم است

 

 که از چنین فردی اجتناب شود.

 

     *((  اول ویژگی هارا به صورت تیتر وار می آورم و بعد به توضیحات هر کدام خواهم پرداخت.))

 

 

1-     افرادی که معتاد به مصرف مواد مخدر،الکل یا دارو هستند.

2-     افرادی که به سرعت وبه شدت خشمگین می شوند.

3-     افرادی که مسؤلیت زندگی خود را بر عهده نمی گیرند.

4-     افرادی که دیگران را کنترل می کنند.

5-     افرادی که اختلال جنسی دارند.

6-     افرادی که( کودک) مانده اند و( بالغ) آنها شکل نگرفته است.

7-     افرادی که احساسات وعواطف خود را بیان نمی کنند.

8-     افرادی که از روابط قبلی خود هنوز التیام نیافته اند.

9-     افرادی که خانواده ی آزار دهنده دارند ونمی توانند در مقابل آزار آنها از همسر خودحمایت کنند.

 

 

 

1-افرادی که معتاد به مصرف مواد مخدر،الکل یا دارو هستند.

 

    اگر دست خود را در آتش ببرید،حتماً خواهید سوخت. اگر خود را جلوی ماشین بیاندازید حتماً زیر گرفته خواهید شد. اگر عاشق یک الکلی یا معتاد به مواد مخدر بشوید،حتماً آسیب خواهید دید.

    کسی که معتاد به مصرف مواد مخدر یا مشروبات الکلی است، به واقع فردی است که سعی می کند تا بر مغز خود با استفاده از یک ماده ی شیمیایی تأثیر بگذارد ،تا از مشکلات ودنیای واقعی دور شود .

     ما با تعداد بی شماری از زوجها وهمسران روبرو می شویم، که در ابتدای زندگی اعتیاد را  یک امر عادی می دانسته اند؛ یا فکر می کرده اند که موضوع چندان مهمی نیست و نامزد آنها پس از ازدواج مواد مخدر را ترک خواهد کرد وبه این امید تن به ازدواج داده اند و بعد با یک زندگی بحران زده روبرو شده اند . زندگی پر ملالتی که در آن بسیار آسیب دیده اند و راه های گریز از آن بسیار محدود بوده است.

     برای آنکه به طور خیلی خلاصه با اعتیاد آشنا شویم، در اینجا اطلاعات بسیار محدودی می آوریم، تا تصویر صحیح تری از اعتیاد داشته باشیم.

          76 درصد مردان و65 درصد زنانی که معتاد به مصرف مواد هستند، یک بیماری روانی دیگر نیز دارند.(کاپان ،سادوک) علایم افسردگی بین افراد مبتلا به سوء مصرف مواد یا وابستگی به مصرف مواد شایع است (کاپلان ،سادوک) و احتمال خود کشی موفق بین مبتلایان به سوء مصرف موادتقریباً 20 برابر بیشتر از کل جمعیت است.

از آنجا كه فرد معتاد نياز به درمان جدي دارد ، بايد از ازدواج با او پرهيز كرد. اين

پرهيز از ازدواج تنها به دليل خود اعتياد نيست ، بلكه به دليل تأثيرات روانشناختي است كه

مصرف مواد بر روي فرد بر جاي مي گذارد. مثلاً مصرف مواد افيوني از قبيل ترياك ، ايجاد

خواب آلودگي، بي اشتهايي، كاهش ميل جنسي، كاهش فعاليت، تغيير در شخصيت،

وراجي، بيش فعالي، تحريك پذيري، پرخاشگري، تهييج، بدبيني، ناتواني جنسي و توهم

مي كند. آيا با فردي كه تحت تأثير مواد داراي چنين ش رايطي هست مي توان ارتباط

صميمانه اي برقرار كرد؟ مسأله اعتياد يكي از جدي ترين مسايلي است كه قبل از ازدواج

بايد به آن توجه كرد . در تحقيق قبل از ازدواج ، اين مورد يكي از الزامات است . دانستن

اين كه آيا يكي از اعضاي اصلي خانواده ي فرد معتاد هست يا نه؟ نيز مي تواند كمك كننده

باشد. چرا كه يك الگوي ژنتيك در بيماري سوء مصرف مواد مشاهده مي شود.

ازدواج با فرد معتاد يك خودآزاري و يك آسيب جدي است . اما اگر فردي را

دوست داريد كه معتاد است ، تنها مي توانيد از او بخواهيد كه مواد را كنار بگذارد و براي

ترك مواد كمك تخصصي بگيرد در صورتي كه اين فرد موفق به ترك مواد شد ، لازم

است تا يك سال از ازدواج با او خودداري كنيد . چون 12 ماه اول پس از قطع وابستگي

دوره ي پر خطري براي عود بيماري به شمار مي رود. اين دوره را اصطلاحاً دوره بهبود

موقت اوليه ناميده اند )كاپلان، سادوك ( پس از آن همچن ان بايد با احتياط بسيار با چنين

افرادي ازدواج كرد.

يك فرد معتاد ، لازم است تا به خودش بپردازد و در ابتدا بيماري خود را درمان

كند. بسياري از اين افراد براي فرار از واقعيت اعتياد ، ممكن است رو به ازدواج آورند. و

يا حتي خانواده هاي آنها تصور كنند كه ازدواج مي تواند درمان اعتياد آنها باشد. درمان اعتياد

همانند درمان ديگر بيماري هاي روانشناختي، يك درمان كاملاً متمركز و تعريف شده است

و ازدواج تنها مي تواند استرس اين افراد را اضافه كند و مصرف مواد آنها را افزايش دهد.

تراژدي و خيمي كه در جامعه ما در اين سالها روي دا د، تراژدي همسران معتادان

تزريقي بود . بسياري از اين معتادان به دليل استفاده از سرنگ مشترك دچار بيماري ايدز

شدند و به دليل ارتباط جنسي با همسران خود، همسران آنها نيز دچار اين بيماري مهلك

شدند. آيا آنها باور مي كردند كه روزي دچار چنين تراژدي مهيبي شوند؟

 

 

2  افرادي كه به سرعت و به شدت خشمگين می شوند.

همه ي ما در زندگي خود خشمگين مي شويم. وقتي كه اوضاع بر وفق مراد نيست،

وقتي كه ناراحت هستيم ، يا در حق ما بي عدالتي شده است، خشمگين م ي شويم. اين نوع از

خشم طبيعي است و همه ي ما آن را احساس مي كنيم. اما برخي افراد ب ه طور ناگهاني و با

شدت بسيار زياد خشمگين م ي شوند. يا به عبارت ديگر خشم آنها غير معمولي و نامتناسب

است. زندگي با چنين افرادي يك تجرب ه ي بسيار وحشتناك است. اين افراد با خشم خود ،

همسر و فرزندان شان را كنترل مي كنند. وقتي با چنين افرادي روبرو مي شويم، براي اي ن كه

مورد حمله ي خشم آنها واقع نشويم ، رفتار خود را بسيار كنترل مي كنيم و در حال ترس از

آنها به سر مي بريم. چرا كه هر لحظه احتمال آن مي رود كه عصباني شوند و خشم خود را

با شدت هرچه تمامتر بروز دهند . كنترل رفتار در برابر اين گونه افراد براي مدتي كوتاه

امكا نپذير است، اما در زندگي مشترك حقيقتاً انرژي فراواني از انسان مي گيرد.

در زير برخي از نشان ه هاي هشدار مربوط به خشم ناگهاني و بدون كنترل آورده

شده است:

*هنگامي كه برخي چيزهاي كوچك مطابق ميل او نيست ، از كوره در رفته و خشم خود

را روي كساني كه در اطراف او باشند، خالي م يكند.

 

*هنگامي كه با نظر او موافق نيستيد، با فرياد، بد دهني و تهديد پاسخ مي دهد.

 

*هنگامي كه از او مي خواهيد تا كار ساده اي را برايتان انجام دهد، حالت تدافعي گرفته و

مخالفت م يكند.

 

*هنگامي كه به او توضيح مي دهيد كه رفتارش چه تأثيري بر شما م ي گذارد ، احساس

م يكند كه به او حمله شده است و متقابلاً بي رحمانه به شما حمله مي كند.

 

*خشم خود را با كوبيدن در، قطع تلفن، ترك اتاق وبروز مي دهد.

 

*خلق و خويش به ناگهان از وضعيتي مهربان، گرم و صميمي ، در عرض تنها چند ثانيه به

وضعيتي عصباني تغيير م يكند.

 

*وقتي كا ري را كه مي خواهد برايش انجام نمي دهيد ، يا مرتكب اشتباهي مي شويد،

آمادگي او براي اين كه داد بزند و